
|
|
|
|
|
جاتون خالی
از نمایشگاه قرآن امسال یک تابلوی بسیار زیبای حرم امام رضا (ع) رو خریدیم که عاشقشم این روزهای هر وقت بهش نگاه می کردم دلم برای حرم آقام پر می زد... یک شبه با شوشو جان تصمیم گرفتیم برای عید فطر بریم مشهد.... پریدیم جخد بلا پشت اتول مربوطه و راهی شدیم.... البته بگذریم از جریمه های متوالی که شدیم و کلا اندازه هزینه یه چارتر دربستی پیاده شدیم... تازه فکر کنم یه دفتر ۱۰۰ برگ هم برامون با پست بفرستن!!! چشمم که به صحن و سرای آقا که افتاد دلم پر زد مدینه ...... دلم کبوتر دید و پر زد مدینه .... برای آقا کلی درد و دل کردم... درد و دل از اون مدل هایی که می شینی زار می زنی و حرف می زنی... داد می زنی و حرف می زنی... انگار تویی و اقا و یک دنیا حرف نگفتنی.... راستش هنوزم درد و دل دارم.... هنوزم کلی حرف نگفته... گلایه و غربت و سکوت دارم... سکوتی که جز برای مولام نمی تونم بشکنم... از آقا از اون سکینه هایی خواستم که به دل های مومنانش می دهد که لیزدادو ایمانا مع ایمانهم بشه ... تازه زیرآبی گفتن آقا جون خبر داری که ما از اون ایمانهاش نداریم.. اون رو هم بده که نور علی نور بشه... پ.ن: ۱- خدایا روزی زیارتمان را زیاد کن . از قم و سید الکریم گرفته تا مشهد و کربلا و سامرا و نجف و کاظمین و مدینه و مکه.... آخریش را هم لایقمان کن. ۲- کاپ سرعت رو هم برگشته اون آقا پلیسه با یک جریمه تپل تقدیم شوشو جان کرد!!! ۱۸۰ کیلومتر در ساعت!!! خدا من را بیامرزد با این دست فرمون!!!! یا علی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 17:47 توسط دیاموند
|
|
||