تبليغاتX
این همینه ...همین ... نه بیشتر نه کمتر
وقتی دلت هوایی می شه...

لازم نیست آدرس داشته باشی. کافیه عنان دلت رو رها کنی تا خودش به جایی که آروم می گیره بره... درست مثل دیشب. دیشبی که اشکها منتظر بهانه ای بودن تا طوفان بپا کنن. راه می افتی توی مسیری که هیچ چیز ازش نمی دونی جز یه آدرس کلی... اونقدر آدمها غریبه اند که روت نمی شه ازشون سوال کنی...

بادا باد. دلی که تا اینجاش کشونده از این به بعدش رو هم بلده. رفتیم . رسیدیم. به همین راحتی.

یه جای دنج . توی دل کوه. مشرف به این شهر هزار رنگه پر از ننگ...

اخرای شب بود اما انگار برای خیلی ها مثل ما... دیر و زودش مهم نبود. دله دیگه.. می کشه.جای همگی خالی رفته بودیم کهف الشداء.

زنده بودنشون رو حس می کردم. همون حس آشنایی که همیشه تو گلزار شهدا داشتم. شهر روشن ما که انگار هیچ وقت خاموش نمی شه از اون بالا چقدر دیدنی بود.

 

دیگه همین

 

کلی عکس گرفتیم که پیش من نیست به همین خاطر نمی گذارم.

یه آقایی بود که با خانم یا شاید خواهرش اومده بود. قیافه اون بنده خدا به این حرفا نمی اومد. اما موبایلش رو در گوشش گذاشته بود و های های گریه می کرد. اون خانم همراهش هم که از همه جا بیخبر یک بند گیر داده بود پاشو بریم!!!

جالب بود

همین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:13  توسط دیاموند  | 

پدر بزرگ جان با توام

كه با خوردن شاخه اي گندم

از بهشت بيرون شدي

ببين فرزند نا خلفت چه خام شده

با اين همه گناه ! ذلت ! تباهي....

همچنان سوداي بهشت دارد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 11:16  توسط دیاموند  | 

امروز از اون روزهایی است که سندرم جنگ من اود کرده!!!

حالا این سندرم جنگ چیه؟؟؟ هر از چند گاهی از فرط وجب کردن اخبارالات سیاسی بنده جو گیر می شوم و گمانه زنی می کنم که ای دل غافل ... آژیر قرمز .. آخ بمب .. وای حمله و از این جور چیزا . اتفاقا چیز بدی نیست چون بعدش به این نتیجه می رسم که زودتر حساب خودم رو با این دنیا تصویه کنم.

پیروزی اردوغان در ترکیه در بدو نگاه اتفاق خوش بینانه ای هست . وقتی به عکس اون در کنار همسرش که روسری به سر داشت دیدم... ته دلم شاد شد. در کشوری که ۸۰ در صد مردم مسلمان هستند... و قانون منع حجاب... سخته... باید یک زن مسلمان باشی تا بفهمی یعنی چی سخته!!!

اما من زیاد خوش بین نیستم . با توجه به رابطه نزدیک ترکیه و اسرائیل... قضیه بوداره!!!

امروز تو اخبار خوندم که تیم روبوتیک دانش آموزی ما تو آمریکا مقام اول رو کسب کردن! دست مریزاد . جالب اینه که دو بازی اول این تیم با تیم اسرائیل بوده و اونها غیرت مندانه در این بازی ها شرکت نکردن. تازه به نصف بیشتر تیم هم گذر نامه نداده بودن! خیلی جالب بود برام. خدا قوتشون بده و ایوان. مقام بیشترین گل و بیشترین گل در یک بازی رو هم تیم ایران کسب کرده بود.وقتی وارد فرودگاه شده بودن اولش فکر کردن که این روبوت ها برای کارهای تروریستی آوردن و کلی از اینا بازجویی می کنن. بعدش هم اجازه سفر هوایی تو خاک آمریکا نمی دن!!!

 

ایول.

اما هنوز سندرم جنگ من آرون نشده ! انگار عادت نداریم عین آدم و بدون هراس از جنگ زندگی کنیم٬ به هر حال ... چه جنگ باشه و چه نباشه امیدوارم از پس آزمایشات الهی سر بلند بیرون بیایم

 

یا علی 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط دیاموند  |