
|
|
|
|
|
به نامه خداي مهربان نمي دانم كي و كجا، حتي كنجكاوي هم نمي كنم كه بدانم. اما مي دانم كه خدا روزي و روزگاري مرا خلق كرد . راستش حتي اين قضيه "قالوا بلي" را هم يادم نمي آيد اما دست مريزاد همان موقع هم حاضر جواب بودم . به گمانم محض خود شيريني هم كه شده اين بله را نه "با اجازه بزرگتر ها" كه محض دل خدا گفتم . آن هم نه يك بار كه چند بار ... "كه اگر در حضور باشي تماما ايماني و تسليم" اما اين را كي وكجايش را خوب مي دانم ،25 آبان همين چند سال پيشا در بيمارستان مصطفي خميني تك و تنها از دنیایی که نمی دانم کجا به اين دنيايي كه آن موقع نمي دانستم كجاست آمدم. هيچ مسافر همخانه و ناخوانده اي همراهم نبود تا تاي دوقلويم شود . اين را هم پاي تماميت طلبيم بگذاريد. يك جورايي شديم يكي يك دانه خانه. حالا با كلي خواهر و برادر نپرسيد چطور، چون اين هم از همان قضيه تماميت طلبي من نشات مي گيرد. و اين قضيه تماميت طلبي كار را به جايي رساند كه من ماندم و من و من ومن و خودم و البته پدر و مادرم ( كه خدا حفظشون كنه) و خدايم . البته كفتر هاي روي كولر را فراموش نكنم كه از بس سر و صدا مي كنند همه را به جز من عاجز كرده اند به قولي شده اند بچه هاي من . سالهاست كه از خودم مي پرسم چرا در بوركينافاسوي جنوبي به دنيا نيامدم يا درهمين عربستان خودمان يا آفريقاي جنوبي ... چرا سياه پوست نيستم ؟ چرا چشماني آبي ندارم يا حتي وسط اين همه دين چرا مثلا در خانواده بودايي به دنيا نيامدم. تصورش را بكنيد يك دياموند سياه سوخته وسط دل كويرررررررررررر... كلي براي خودم جواب جور كردم اما... هر سال كه سالگرد تولدم مي شود باز از خودم مي پرسم. شايد امسال هم جوابي نو براي آن بيابم. راستي روزي مي رسد كه دوباره متولد شوم؟؟!!I hope so به قول عيسي مسيح(ع) : " به ملكوت اسمانها راه نمي يابند مگر آنان كه دوباره متولد شوند!".
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 11:47 توسط دیاموند
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر سخته آدم بعضیها رو بعد از مرگشون بشناسه و تازه بفهمه که اگه وقت حیاتشون اونا رو می شناخت شاید این قدر بی تفاوت از بودن یا نبودنشون نمی گذشت
یکیش حاج داوود بود حاج داوود کریمی از فرماندهان جنگ که چه غریبانه شهید شد یکیش حاج والی بود به قول آقای امی خانی پیامبر بشاگرد یکیش هم ایلیا بود... تازه مسلمانی که اسلام رو خیلی بهتر از من می شناخت و به لقای معبودش شتاف.... نمی دونم چرا اما جای خالی اینها رو حس می کنم گرچه در حیاتشون جایی در قلبم نداشتند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 7:18 توسط دیاموند
|
|
||
|
|
|
|
|
خدای من چه زیبا مهمانی را امیری که ضیافتش به گرسنگی است .
و من به اندازه سالها دلم برای گرسنگی تنگ شده بود. و تو چه سخاوتمندانه مرا به ضیافت گرسنگان بار دادی... و عادت غفلت نگذاشت ببینم که تو خود مرا به این خوان فراخوانده ای... اما نکند که تنها بهره من از این ماه گرسنگی باشد... نکند تنها عبادتم خواب باشد به این امید که بندگانت آنی و کمتر از آن از دست من در امان باشند... نکند دمهای افطار که به هزار شوق به پای سفره روزیت می نشستم و می گفتم"الهم لک صمنا..." روزه ام به افطار نرسیده به گناه دروغ باطل می شد و باز هم من خوش باورانه فکر می کردم بنده خوب توام. نکند آنقدر زمینی شده باشم و به خاک خو گرفته .... که آرزوی پرواز را از یاد ببرم.... نکند پرواز تنها یک آرزو باقی بماند... نکند روزی حتی آرزو کردن آن را هم روزیم نکنی... نکند روزی زمینگیر شوم... نکند روزی به تلذذ تن راضی شوم و تو مرا به خود واگذاری... نکند به تلذذ تن راضی شده ام و تو مرا به خود واگذاشته ای که اگر مرا وانهاده ای این بارقه های شوق که گاه گاه از درونم زبانه می کشد از کجاست... این بارقه ها که مجالم نمی دهد مثل دیگران لذت ببرم در پس هر لذتی تعبی جانکاه وجودم را می خلد... نمی گذارد مثل همه آرام سر بر بالین عافیت بگذارم و بگذرم.. نمی گذارد عادت کنم... نمی گذارد دل ببندم و هر از چند گاهی تمامی وجودم را به آتش می کشد. اگر آن بارقه ها از توست و به تو می خواند مپسند که این گونه زمینگیر باشم... گوش ها و چشمهای زمینی جز رنگ و ننگ مگر چیز دیگری را می نگرند....
و من باز بی تابم بی تاب ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 13:19 توسط دیاموند
|
|
||
|
|
|
|
|
ببخشید خیلی عصبانی بودم نوشتم -------------------------------------------------------------------------------------------------------- در واكنش به اظهارات رييس جمهوري ايران وزارت امور خارجه فرانسه سفير ايران در پاريس را فراخواند خبرگزاري فارس: وزير امور خارجه فرانسه اعلام كرد، تصميم گرفته است سفير ايران در پاريس را به خاطر اظهارات امروز محمود احمدي نژاد رييس جمهوري ايران مبني بر محو اسراييل از صحنه هستي به وزارت خارجه فرا خواند اگر معلوم شود كه او (احمدي نژاد) واقعا چنين اظهاراتي را ايراد كرده است، اين موضوع غير قابل پذيرش است و من آن را به شدت محكوم ميكنم.» وای بر ما.......... در آستانه روز جهانی قدس.... به من هیچ ربطی نداره هیچ حوصله تو سر و کله زدنهای سیاسی رو هم ندارم .. اما یه چی می گن آدم کفری می شه یه چی بهشون می گه!! بابا بفرما منزل دم در بده دهه ای پر رو ......(به دلیل مغایرت با شعونات و از اینا بقیش رو خودتون حدس بزنید) حالا وسط این بگیر بگیر هسته ای اون اسراییل فلان از سر تا پاش سلاح بد تراز هسته ای هست به ما چه اما یکی نیس به این فرانسه بگه تو رو سننه البت خیلی ربط داره من باب یاد آو.ری می گم که مقر یهود در اروپا همین کشوره هنوز قانون هرلوکاستشون یادمون هست . یادتون هست که ... بنا بر این قانون هر ننه قمری البت ببخشید ها حالا اسم مامی شون قمر هم نبود زیاد مهم نیست اما همون اگه در باره قضیه کوره های آدم سوزی یهودیان در جنگ جهانی حتی اگه شک هم کنه کلی توبیخ و دادگاهی و اینا بابا یکی نیست به اینا بگه عمو جول و پلاست رو جمع کن چقدر پر روییییییییییی خدا رو شکر که امام خمینی (ره) و شهید مطهری نیستند وگر نه به عنوان تروریست بین المللی تحت تعقیب قرار می گرفتند... هنوز صدای اون شهید تو گوشمه (البته صدای نوارش) که مبارزه با اسراییل مثل نماز واجبه . راستی این روزا نماز هم داره از مد میوفته نه؟؟ اما به خدا مسئله فلسطین فراتر از یک مذهبه!! هر آزاد اندیشی اسراییل رو غاصب می دونه البت که وقتی روسری رو از سر دختران تو فرانسه می کشن به گوشه قبای ما هم بر نمی خوره بایس هم که وقتی رییس جمهور ما یکی از ابتدایی ترین باورهای ما رو می گه فلان جای حضرات بسوزه.. راستی جالب نیست که این قضیه به تیریج قبای حضرات فرانسوی برخورده به قول یکی از بچه ها تو امریکا به اسراییل فحش می دن سفارت ما رو تو انگلیس می بندن ببینید چه بر سر ما اومده که سر ابتدایی ترین اصولمون هم بایس نکیر و منکر پس بدیم الهی به عظمت این شب قدرت که برتر از هزار ماهه... ذلت این صهیونیست ها رو به این دو چشم ببینیم .خدایا ... خودمونیم عجب صبری داری!!! خدایا ..........................
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 4:23 توسط دیاموند
|
|
||